سيد محمد عبد الحسيب بن سيد أحمد العلوي العاملي
152
قواعد السلاطين ( فارسى )
روزى ، سلطان با قدما « 1 » و اركان دولت گفت : من تا امروز جانب رعيّت را مرعى مىداشتم ، و بعد ازين رعايت را بر طرف ساخته ، چيزى به ايشان نمىگذارم ، به شرط آنكه از علوفه و مرسوم چيزى طلب نداريد ، و اگر كسى از شما طلب اينها نمايد ، به سياست رسانم . ايشان بيان كردند كه بىعلوفه و مرسوم مدار نمىگذرد و وظيفهء خدمتكاران ميسّر نمىشود ، و ترتيب همهء مصالح شما و ما از سعى رعايا به حصول پيوندد ، و در عمارت و زراعت و حرفه و تجارت از ايشان تمشيت يابد . پس چون ايشان را غارت كنيم ، اين توقّعات به عمل نيايد . انديشه نماييد ، اگر گاو و تخم و زراعت را ترك نمايند ، چون زراعت تحصّل يابد ؟ چون امرا اين سخن را استماع نمودند ، متوجّه نوازش و رعايت رعايا گرديدند . شعر شنيدم از بزرگان سخنْسنج * كه سلطان را رعايت بهتر از گنج كزان خرج ار شود ، آخر سَرآيد * وزين هرلحظه دخلى نو درآيد و از جمله شفقتها يكى آن است كه هرروز بار عام در بارگاه داده ، عجب و منيّت را بر طرف سازد ، و به قول ندما عمل ننمايد ، و خود به نفس شريف ، تفحّص احوال دادخواه فرمايد ، و حوايج ايشان را روا سازد ، و كمال احوال مظلومان اطّلاع يابد ، و هيچ خزينه به رعايا نرسد كه در هرسال از ايشان مال تازه و مبالغ بىاندازه متوجّه سلطان مىشود ، و آبادانى مملكت از ايشان به حصول مىپيوندد ، و نيز نفع امرا و اركان دولت از وجود آن قوم به صحن عرصهء وجود رسد . پس رعايت ايشان ، لازم باشد .
--> ( 1 ) . كذا . شايد مراد ، پيران و مشايخ دولت باشد . به هرروى « ندما » انسب است .